خاطرات سفر مشهد

سلام به همه دوستان

ما رفتیم پابوس اقا امام رضا,خیلی خوش گذشت.من و محمدمهدی و مامان جون و باباجون وخاله نفیسه یا به قول محمدمهدی آله با قطار راهی شدیم یک روز بعد بابا حسین هم به ما ملحق شد.

محمدمهدی از اول سفر ذائم در حال اووو کشیدن بود آخه عادت داره وقتی تعجب می کنه او میکشه.تجربه اولین سفر با قطار در یک سال و نه ماهگی خیلی خیلی براش جدید بود.

با دو تا دختر سن ابتدایی دوست شده بود کلی باهم بازی کرذن.بیشترین تعجبش وقتی بود که پیش آله اش در طبقه دوم روی تخت نشست و برای اولین بار از بالا همه را نگاه کرد پشت سر هم اووو می کشید.

خلاصه برای نماز صبح به حرم رفتیم توی رواق هم دوست پیدا کرده بود و سعی میکرد با زبون بی زبونی خودش بخندونش.

منزل ما به باب الجواد نزدیک بود.روزی یک بار با محمد مهدی حرم میرفتیم.داخل حرم همه من رو با تعجب نگاه میکردن براشون خیلی عجیب بود که من چطوری تو ماه نه بارداری اومدم زیارت.

خلاصه سفر بسیار شیرینی بود و با اومدن بابا شیرینیش کامل شد.مامان جون و باباجون تمام تلاششون رو کردن که از همه نظر به ما خوش بگذره.

پدر و مادر گلم یه دنیا تشکر به خاطر همه زحماتتون

همسر عزیزم به خاطر خوش قولیت که خودت رو به ما رسوندی ومثل همیشه یاور و همراهم بودی ممنونتم

/ 5 نظر / 27 بازدید
elahe

ziyaretetoon ghaboul.enshallah hamishe be ziyarat.enshallah 4 nafari safare karbala berid.khaterate jalebi boood.bad az payame ghabli ke ba khundanesh ham ehsase narahati toam ba omid o mishod azash bardasht kardam ,khoshhalam ke payame khoshhali o shadituno mikhounam.enshalllah ke hamishe shado sarzende bashid.bi sabrane montazere didan rooye mahe 2khtaregolet hastim.kheili kheili eltemase2a.

مامان باران

قبول باشه محمد مهدی و معصومه عزیزم

مهدیه

سلام عزیزم.زیارت قبول .انشاله زائر خانه خدا باشی با پسر نازت.