دل نوشته مادرانه

خدای خوبم الان که دارم این حرفها رو مینویسم دلم گرفته خیلی دلم میخواد گریه کنم ولی باز به خودم یادآوری میکنم که باید به خاطر بچه ها مقاوم باشم

همروز عید غدیره حدود 4سال پیش همچین روزی با عشق وارد زندگی شدم و از خدا خواستم که مواظب عشقمون باشه

ولی راستش الان کمی خسته ام ودلخور,اصلا ناشکر نیستما,نه,بیشتر دلخوریم از ..........

بماند

راستش از اولین روزی که فهمیدم باردارم فقط نگران محمد مهدی شدم اول به خاطر شیر مادر نخوردنش

بعد هم برای اینکه نمیتونم مثل قبل باهاش هر بازی که دلش میخواد بکنم

دلم لک زده جیگرگوشمو بغل کنم

دلم لک زده رو کولم سوارش کنم و اسبش بشم

دلم لک زده ببرمش پارک و خودم تاب بازیش بدم

خیلی وقتا که به خاطر وضعیتم واقعا کم میارم دلم برا قینقیلم میسوزه آخه هین بچه هیچ گناهی نداره

همسرانه:عزیزم همیشه حسین معصومه باش,عاشقانه دوستت دارم

مادرانه:میوه دلم با تک تک سلولهام دوست دارم

خدای مهربونم کمکم کن

آمین

 

 

 

/ 4 نظر / 25 بازدید
م.طاهری

ختم جمعی قرآن کریم به مناسبت فرا رسیدن اعیاد سعید قربان و غدیر به نیت سلامتی و تعجیل در ظهور حضرت ولی عصر (عج) و برای شفای همه ی بیماران. دوستانی که تمایل دارند در این طرح شرکت کنند و در ثواب معنوی آن سهیم باشند به وبلاگ شهید حسن طاهری مراجعه نموده و جزء انتخابی خود را مشخص نمایند. اجرتان با امام علی (ع) اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

حورا

ان شاالله خیره.

مهدیه

عزیزم خدا با صابران است.انشاله به زودی دختر نازت هم دنیا میاد و با هردوتاشون پارک میری بغلشون میکنی و یکی یکی رو کولت سوارشون میکنی.باهم سوار نکنی؟!!!کمردرد میگیری!